13 شهریور 1399 - 19:01
دستگرد خیار

وجه تسمیه و تاریخچه دستگرد

 

واژه دستگرد یا دستجرد در گذشته و حال به برخی از آبادی ها و روستاها و حتی شهرها اطلاق شده و می شود . در کتاب « فرهنگ آبادی ها و مکان های مذهبی کشور» به مناطق یا مکان هایی با این نام اشاره شده است که نزدیک به صد مورد را در بر می گیرد.

به جز استان اصفهان که قریب پانزده مورد احصاء گردید در استان های دیگر مانند خراسان رضوی، فارس، یزد، آذربایجان غربی، سمنان ،قم ، سیستان و بلوچستان، آذربایجان شرقی، کرمانشاه ، هرمزگان ، همدان  ، چهارمحال و بختیاری، خراسان جنوبی، خوزستان، کرمان و قزوین نیز این اسم بر اماکن یا محل هایی وجود دارد.

بنابر نوشته« ابن خرداد به» و در قرن سوم هجری سواد هر کوره ( استان) مشتمل بر چند طسوج ( ناحیه) و هر طسوج شامل چند روستا ( قریه ) بوده و  به زمین های بزرگآان دستکره گفته اند. مولف کتاب « شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان » نیز بر این اعتقاد است. که در تقسیمات ساسانی پس از شهر و ناحیه دستگرد عنوانی بود که به اراضی ردیف سوم اطلاق شده است.

بنا به نوشته کتاب « شهرهای ساسانی» اسم دستگرد در نوشته های عربی « الدسکره» یا « دسکره الملک» آمده است.  همچنین واژه دستگرد یا دستجرد در عصر باستان به قطعه زمین های زارعی یا فضاهای جزئی یا کوچک گفته می شده است . و در واقع طبق تقسیم بندی انجام شده است که ابن خردادبه آن را نقل می نماید.

به زبان های باستانی یا فارسی پهلوی dastkartترکیب شده از دو کلمه « دست» و « کرد» ، کرد ( از فعل انجام دادن) و به معنای به وسیله دست انجام گردیده یا ساخته شده می باشد.

در تبیین واژه شناسی دستگرد نیز آمده است: برخی تصور کرده اند که جز دوم این کلمه « گرد» یا « گراد» روسی به معنی شهر ارتباط دارد. در حالی که این واژه از ریشه باستانی « کرت» به معنای ساخته و پرداخته آمده و در اثری مانند شاهنامه فردوسی نیز می بینیم، شهر زیبایی که سیاوش بنا نهاد و طرق و شوارع گشاده [راه ها و خیابانهای وسیع] و مستقیم و فضاهای باز و معابد کوشک و خانه ها و خلاصه همه چیز را به جای خود و در محل مناسب بنا کرد و شهری آرمانی پدید آورد که از پیش نقشه آن مرتب و منظم کشیده بود آن را « سیاوش کرد» نامید یعنی شهر سیاوش و یا ساخته و پرداخته سیاوش.

همچنین در توضیح واژه دستگرد ؛ زمین هایی که زراعت و کشت صورت می گرفته است و بعدها جهت حراست و محصولات کشاورزی و یا مراقبت از فضاهای زراعی در آن بناهایی احداث و یا پس از مدتی آن زمین یا بناهای موجود در آن توسعه یافته و به ده یا شهر مبدل گردیده است  و یا در تعریفی دیگر از دستگرد به مکانی اطلاق یافته که در خارج یا مجاورت شهر بنا شده باشد و به تعبیری آن «دسته گرد» میباشد. یعنی یک دسته یا گروه گشت نظامی و امنیتی.در آغاز به ارگ های نظامی یا پاسگاهها اطلاق شده است.

به نظر می رسد قدیمی ترین اثری که در آن واژه دستگرد دیده می شود. کتیبه داریوش اول در شوش «ستکرتم dastkrtam»  می باشد . در عصر ساسانی بر اساس نوشته «ماتیکان هزار دستان» که به زبان پهلوی نوشته شده است به قطعه زمینی مانند تاکستان که در آن بردگان کار می کردند هم دستکرد گفته شده است.

موسسه سلسله ساسانی یعنی اردشیر بابکان ( سلطنت : 226-241م) پس از ازدواج با دختر آخرین پادشاه اشکانی ( اردوان پنجم) به پارس بازگشت و شهرستان« اردشیر خره»  را احداث و پیرامون آن را دستگرد  (مزرعه و آبادی) و دیه (ده) ساخت. به نقلی دستگرد به زمین ها یا منطقه ای گفته شده که خود آنها از محصول خود بهره می بردند و کاری به دولت یا حکومت مرکزی نداشته و در حقیقت خود کفا بوده اند.

همان طور که آمد در دوران ایران باستان به ویژه عصر ساسانی واژه دستگرد بر شهرهایی اطلاق شده است به طوری که که در کنار شاهراه نظامی که ازعراق به همدان می رفت و تقریبا در مسافت 107 کیلومتر شمال شرقی پایتخت و نزدیک شهر قدیم « آرتیمو» شهری به نام دستگرد قرار داشت. این شهر در حمله هراکلیوس به انتقام ویرانی بلاد روم به دست لشکریان ایران، ویران و غارت شد( 628 میلادی) و غنایم هنگفتی در غارت این شهر نصیب هراکلیوس گردید.

این شهر از ویژگی های خاصی بهره مند بوده است به طوری که در اوایل قرن هفتم میلادی مدتها اقامتگاه خسروپرویز بود وبه همین جهت به «دستگرد خسرو» نیز معروف بوده است. و از همان سالها این پادشاه بیشتر در دستگرد اقامت می نمود تا تیسفون. و در آن باغ بزرگی بود که آن را فردوس می گفتند و انواع پرندگان زیبا و حیوانات در آن بود و در واقع شکارگاه خسروپرویز گردیده بود و نقش آن در دیوار طاق بستان به بهترین وجهی ترسیم شده است. در روزگار ابن رسته اصفهانی جغرافی دان بزرگ مسلمان (903میلادی) حصار آجری دستگرد سالم بوده است. هرتسفلد نیز از عظمت شهر و کاخ دستگرد حتی زودتر از عصر خسروپرویز یعنی از دوران سلطنت انوشیروان مطالبی را نقل کرده است . ابن بلخی نیز در زمان خود اوایل قرن ششم هجری از وجود دیوار و یا حصار عظیم شهر دستگرد سخن گفته و آن را از آجر پخته دانسته است. در واقع این دستگرد همان شهری بود که به آن « دسکره الملک » می گفتند. به نظر می رسد عنوان دستگرد در عصر ساسانی به زمین های سلطنتی یا شاهی که از ارزش و مرغوبیت خاصی بهره مند بودند اطلاق گردیده است. در سده های نخستین اسلامی نیز تعدد نام دستگرد که البته بعدها تعریب و دستجرد نیز گفته شد بسیار و متعدد است. بنا بر نوشته ابن رسته اصفهانی در قرن سوم هجری محلات یا روستاهای آبادی تحت عنوان « دستگرد» ، « دسکره» و یا « دستگره» در ایران آن زمان وجود داشته است که از جمله آنها شهر هرات بوده که بیش از چهارصد ده بزرگ و یا کوچک داشته که نزدیک به پنجاه مورد آن دسکره نام داشته ودر هریک از آنها ساکنانی بوده است.

حتی در دوران اسلامی ، مکان هایی را که زراعت بسیار داشت و دارای نخلستان بود را دسکره می گفتند و برای آن بارویی گلین احداث می نمودند. و گاهی نیز پادشاه و یا امیر و یا مقامی بلند پایه در آنجا اقامت می نمود و به جهت عظمت جایگاه ازآن مکان به « دسکره الملک» یاد می نمودند.

جغرافی دانان ، مورخین و سیاحان نام آوری مانند ابو عبدالله مقدسی در« احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم » ، ناصر خسرو در «سفرنامه» ، یاقوت حموی در « معجم البلدان» و نیز حمد الله مستوفی در « نزهه القلوب» هر کدام از مناطقی آباد به نام دستگرد و یا دسکره یاد کرده اند.

عنوان دستگرد علاوه بر اطلاق به بسیاری از آبادی ها در ایران، آن گونه که آمد در استان اصفهان نیز بر محلات یا روستاها و شهرهایی نیز نامبردار است و قطعاً از ادوار کهن تاکنون این نام بر آنها ماندگار گردیده است . که در حال حاضر برخی از آن بیرون شهر اصفهان و سایر مناطق استان و تعدادی هم در حوالی شهر ویا در داخل آن واقع شده است.

امروزه دستگرد مورچا ( بیدآباد) و یا دستگرد خیار جزئی از شهر اصفهان محسوب می شود و یا دستگرد قداده ، دستگرد برخوار ، دستگرد جرقویه و تعدادی دیگر که هر کدام در استان اصفهان پراکنده اند.

دستگرد خیار که همواره از شهرت بهره مند و جزو مناطق آباد حوالی شهر بوده در این روزگار از محلات حنوب غربی کلان شهر اصفهان و بخشی از شهرداری منطقه سیزده به حساب می آید.

به نقل برخی از قدمای محل واژه دستگرد در اینجا «دست جی» بوده و بعدها دگرگون شده است. همان طور که ناحیه فرح آباد را راس جی و دنبه یا قائمیه را دم جی هم می گفتند.

در فرهنگ عامیانه به ویژه گذشته هایی دور داستانهای درباره تخت رستم در کوه صفه که روبروی دستگرد میباشد. نقل کرده اند که آمیخته با اساطیر است و داستان کشتی گرفتن رستم و صاف شدن قسمتی از کوه و ایجاد دهانه آن را ساخته و پرداخته اند، که در واقع برخی از این حکایات نسل اندر نسل و دهان به دهان گشته و دلالت بر قدمت و سرگذشت دستگرد خیار می نماید.

اما در باب اطلاق خیار بر آن باید گفت به این جهت است که دستگردمذکور دارای زمین های شنی می باشد و در دامنه کوه جنوبی اصفهان قرار گرفته ،خیار در آن زودتر به دست می آید و البته این محصول، در این ناحیه از مرغوبیت و عطر خاصی بهره مند می باشد که به خیار اصفهانی شهره شده است و همین ویژگی ها باعث تمایل میدان دارهای میوه حتی در تهران برای خرید خیار دستگرد وجود داشت، ضمن این که در گذشته برخی مناطق در استان اصفهان به یک کشت خاص بر اساس استعداد آن زمین و منطقه اختصاص یافته بود مثل کشت پیاز در درچه یا زردک در خورزوق.

دستگرد خیار از گذشته خروجی شهر به سمت فلاورجان و متناوباً به سوی شهرکرد محسوب شده است. این منطقه ( محله) که در عرض جغرافیایی43 دقیقه و32 درجه و در طول جغرافیایی 46 دقیقه و 51درجه و ارتفاع 1541متر از سطح دریا قرار گرفته است، مرز بین شهرستان فلاورجان و اصفهان محسوب می شود.

دستگرد خیار از شمال به رودخانه زاینده رود و در بخشی به محله دنبه (قائمیه) و از غرب به دامنه کوه که اکنون منطقه گلزار در آن واقع شده است می رسدو از جنوب نیز به امتداد کوه که در حال حاضر کوی امیریه و شهرک ولی عصر در آن قرار دارد منتهی می گردد. دستگرد همچنین از شرق به خیابان سیمین ( سهروردی) محدود می شود.

حاصلخیزی زمین و بهره مندی از آب زاینده رود باعث رونق فوق العاده کشت زارها ، وجود مزارع بسیار و باغ های متعدد گردیده بود، به طوری که بسیاری از بزرگان اصفهان و برخی مناطق از جمله تجار و متمکنین ، اراضی بسیاری را در آن تملک نموده و از آن بهره برداری میکردند.

در سنوات اخیر به ویژه از اواسط یا اواخر دهه چهل شمسی (1340) به جهت ایجاد اتوبان ذوب آهن و توسعه شهر نشینی و یا ایجاد صنایع مختلف و جدید کاربری ها تغییر یافت و با توجه به رونق ویژه اراضی آن مناطق ، متأسفانه کشاورزی و دامپروری و سایر اشتغالات مربوط به آن که اشتغال عمده ساکنین را تشکیل می داد، تقریباً متروک و یا کم رنگ گردیده و این مسئله با مشکلاتی مانند کم آبی و خشکسالی های اخیر تشدید شده است.

محلات دستگرد

دستگرد از محلاتی مانند پاگنبد، قلعه شاه، توده  و حاجی آباد شکل گرفته بود و صحراهای متعددی جهت کشت و زرع وجود داشت. که دستاوردهای آن محصولات بسیار مرغوبی از جهت میوه های باغی بود. صحراهایی مانند: محمودیه، مزارع، ده چی و پاپون( بین دنبه و دستگرد) بود. تغییرات متعدد اقلیمی ، توسعه شهر نشینی، بسط صنایع و کارگاههای صنعتی و مشاغل نوین، ساختار این فضای بهشت نشان را در چند دهه گذشته تغییر داده است. هر چند محدودیت هایی که به واسطه طرح ساماندهی ناژوان مقرر شده، جلوی دگرگونی و تغییر کاربری زمین ها را گرفته است.


دستگرد خیار

کد محتوا 18219

برچسب ها