سال جهش تولید
  • 1399-06-13 19:38
  • كد محتوا:18225
نصرآباد

محله نصرآباد واقع در چند كیلومتری غرب اصفهان ودر حاشیه سمت چپ جاده ای كه به نجف آباد می رود كه عموماً  به وفور آب واشجار میوه شهرت داشته  كه البته امروزه به بافت شهری تبدیل شده  .

گفته شده نام باستانی این محله « نرسی آباد » بوده و نسبت آن را به نرسی پادشاه ساسانی نسبت داده اند . تاورینه در سفر نامه خود از حضور جماعت عظیمی از زرتشتیان در نصرآباد خبر داده . ازاین گفته می توان برداشت نمود كه ناحیه ماربین ، محل تجمع اقوامی با دین ها و مراسمهای مختلف بوده كه گه گاهی بین آنها درگیری های مذهبی رخ می داده . واز لحاظ واژه شناسی نصرآباد با « سین »  است و درست آن « نسرآباد » است و«نسر» مركب از جزء  « ن + سر »  به معنای « سراب » است .

در مورد نام باستانی نصرآباد نیز اختلاف وجود دارد و عده ایی نظریه بالا را رد کرده و می گویند شخصی بنام نصر به این مکان آمده و پس از آباد کردن اینجا نام وی را بر آن نهادند وگفته اند نصرآباد ، مانند بسیاری دیگر از روستاها مثل : حسن آباد ، تقی آباد ، محمدآباد ، و.... بوده است . که البته  این نظریه نیز ضعیف است چرا که بناهایی همچون خانقاه نصرآباد موید قدمت بسیار بالای این محله می باشد ...

نصرآباد از بلوک ماربین است و در مغرب اصفهان قرار دارد (مهدوی، 1384: 341) و نام باستانی آن، نرسی آباد است (جابری انصاری، 1378: 224).

«ماربین به دلیل وفور آب و درخت و میوه، بر تمام دهستان­ های اطراف اصفهان برتری داشت و از کثرت درخت، کمتر آفتاب زمین آن را پیدا می‌کرد و از دور، مانند یک جنگل که درختان وی دست به هم داده­ باشند نمایان و پدیدار بود. چنانکه شاعری در وصف آن گوید:

 نصرآباد از حیث آب فراوان و درختان میوه و باغ‌ها و بیشه­ های فراوان که همه در حوالی زاینده ­رود واقع­ بود، بر بسیاری از قرای ماربین رجحان داشت. نصرآباد از دیرزمان، همواره جایگاه دانشمندان و مهد رجال افاضل و عرفا بود و هنوز خانقاه و مدفن شیخ ابوالقاسم نصرآبادی از اکابر و بزرگان عالم عرفان و خلیفه­ شیخ شبلی بغدادی، در آنجا برقرار و زیارتگاه عموم است. اکنون این خانقاه به تکیه­میان­ده نصرآباد معروف است.

خواجه صدر علی (خواجه صدرالدین علی طبیب)، جد اعلای میرزا محمدطاهر نصرآبادی صاحب تذکره­ نصرآبادی، که بر طبق نگارش میرزا محمدطاهر در زمان سلطان محمد گورکان حاکم اصفهان بود، در نصرآباد مدرسه ­ای بنا کرد که هنوز سردر نیمه ­آباد آن برقرار است و بر عظمت و مهارت معماران قدیم گواهی می ­دهد. چنانکه محمدطاهر در تذکره­ خود می­ نگارد، این مدرسه موقوفات بسیار داشت و چند محل در حوالی مدرسه به­ علاوه­ تمامی قریه­ بیدهند (گلپایگان) و دو دانگ خوانسار، وقف این مدرسه بود.

خواجه صدرالدین علی این مدرسه را جایی بنا کرد که خانقاه شیخ ابوالقاسم هم به مدرسه اتصال یافت و اگر محمدطاهر از بنای مدرسه در تذکره­ خود خبر نمی­ داد، اکنون هر کس می­دید گمان می‌کرد که این سردر برای خانقاه ساخته شده­ است. سردر نیمه ­ویران خانقاه و مدرسه­ شیخ ابوالقاسم نصرآبادی، تاریخ 845 ه.ق را بر خود دارد. کاشی‌های سردر مدرسه، بی­ نظیر و از بدایع صنایع و هنرهای عصر باستان محسوب می‌شود. در عصر قاجاریه که بناهای قدیم و آثار باستانی بی ­ارزش و محکوم به خرابی و فنا بود، قطعات بسیاری از کاشی‌های این سردر، به­دست عتیقه ­فروشان شیاد به­ غارت رفت.

مرحوم جناب درباره­ این مقبره و سردرب آن می‌نویسد: «تاکنون در کتیبه ­ها و کاشی­کاری‌های موجود در اصفهان، قدیمی‌تر از این به نظر نرسیده است. در بقعه­ آنجا قبر دو نفر زن است. خدیجه سلطان و فاطمه سلطان، دخترهای سید العلما و الفقها، تاج ­المله و الدین محمود ابن السعید المغفور قطب ­الدین محمد الجرفادقانی فی سنه­ هشتصد و شصت و یک.

این مقبره تعمیر جدیدی شده ­است توسط میرزا نصرالله خان محاسب­الملک، هنگامی که مباشر بنایی‌ها و کارهای عمده در اول حکومت ظل­السلطان در اصفهان بوده ­است. سبب این تعمیر، واقعه ­ای است افسانه مانند که شخص پیرمرد کدخدامنشی از ریش­ سفیدان نصرآباد، بر حسب اتفاقی که خوابی دیده بوده­ است یا علت دیگری پیدا می‌کند، می ­آید شهر نزد میرزا نصرالله خان اظهار می­ دارد که صاحب این مقبره، شخص بزرگواری است. مناسب است حاجتی را در نظر بگیرید و تعمیر اینجا را بنمایید.

میرزا نصرالله خان چون در قضیه تردیدی داشته، بنای عمل را بر استخاره­ قرآن می­ گذارد و تفأل می­ گیرد. این آیه در اول ظاهر می‌شود:((و ما محمد الا رسول ))(آل عمران/144) از این پیشامد نصرالله خان عقیده پیدا کرده، با کاشی تراش و سایر عمله جات به محل مزبور می‌روند برای تعیین وضع تعمیرات و میزان مخارج. در این وقت، به علت مخصوصی در مقام حفر قبر برمی آیند. همین که قدری از قبر شکافته می‌شود و لحد ظاهر می گردد، معلوم می‌شود در آنجا تابوتی است. عمله جات بدون التفات، تابوت را از قبر بالا می گذارند. وقتی که روی آن باز می‌شود، جسدی مشهود می گردد که هیچ عیب و فسادی عارض او نشده و به حالت اولیة خود تازه باقی مانده است. این واقعه باعث اضطراب میرزا نصرالله خان و سایرین شده، تابوت را به جای خود می گذارند و روی قبر را پوشانده، مشغول تعمیر می گردند».

قبر میرزا محمدطاهر نصرآبادی نیز در دهلیز خانقاه کهن سال شیخ ابوالقاسم نصرآبادی، در مقبرة کوچکی معروف به مقبرة میرزاها قرار دارد. این مقبره، ظاهراً مدفن آبا و اجداد وی نیز بوده و نزدیک سردر مدرسة نصرآباد واقع شده است. سنگ بزرگی روی قبر نهاده شده و اطراف آن نیز سنگ های دیگری وجود داشته است که چند سال پیش، اهالی نصرآباد از سر نادانی، آنها را برداشته و به مصرف پلی که بر فراز مادی قمش بنا شده است رسانده اند. خانة مسکونی میرزا طاهر نیز در نصرآباد هنوز برقرار و چند اطاق بسیار ظریف شاعرانة آن از دستبرد حوادث مصون مانده است. این خانه این خانه باغ دلگشای بسیار خوبی دارد که که مادی قمش، از وسط آن می گذرد (نصرآبادی، 1361: ا -و؛ جناب، 1386: 39 و نیز رک: جابری انصاری، 1378: 224).

نصرآباد در عهد صفوی، طبق طومار شیخ بهائی 18 سهم و نیم از مادی کارلادان حق آبه داشت لیکن در عهد قاجار طبق صورت ادارة میاه (آب)، این سهم به 18 سهم تقلیل می‌یابد(رک: همان 432 و 422).