سال جهش تولید
  • 1399-06-13 19:31
  • كد محتوا:18224
زهران

قریه­ زهران از روستای ماربین در غرب اصفهان است و از جمله دهات قدیمی است که در قرون سوم و چهارم، عنوان و شهرت داشتهاست. هماکنون خیابان میرزا طاهر از داخل آن می‌گذرد و به خیابان خیام، تقاطع سه ­پله منتهی می‌شود. این روستا دارای دو قبرستان شرقی و غربی بوده است. گورستان شرقی به مرکز بهداشتی و درمانی زهران تبدیل شده و قبرستان غربی به چهار مدرسه به نام‌های مدرسه­ راهنمایی دخترانه­ طاهره، دبستان دخترانه­ توحید، مدرسه راهنمایی پسرانه­ شهید حسین محمدی و دبستان حکیم شفایی تبدیل گردیده­ است (مهدوی، 1384: 225).

حافظ ابونعیم اصفهانی در کتاب ذکر اخبار اصفهان، به نام ابوالربیع زهرانی اشاره می­ کند و می­ نویسد وی از ابواسحاق اسماعیل­ بن عمرو بجلی کوفی متوفی به سال 227 ه.ق، حاتم­بن میمون و سلام­بن طویل روایت می‌کند و کسانی که از وی روایت می‌کنند عبارتند از: محمدبن حسن­بن حمادبن سلیمان، حافظ ابوبکر محمدبن هارون رویانی متوفی سال 307 ه.ق و ابومسلم سلم­بن حمزه مقری نقاش اصفهانی.

ابوالربیع زهرانی ممکن است یکی از این سه نفر باشد و ممکن است که غیر اینان باشد:

ابوالربیع سلیمان ­بن داود

محمد­بن معروف مشهور به محوله که سال‌ها امام جماعت در جامع اصفهان بود و در زهد و ورع مقامی بلند داشت. پدر وی اصالتاً از مردم بصره بود اما محمد به اصفهان مهاجرت کرده و در این شهر ساکن شد.

ابوربیعه محوله­بن عبدالله نحوی اصفهانی.

بشربن عمر زهرانی نیز از منسوبان به زهران است.

در قریه­ زهران، قبری است به نام ابودرداء که در شخصیت صاحب آن اختلاف است. برخی وی را ابودرداء صحابی دانسته ­اند. وی با اینکه حضرت علی را اولی به خلافت می­دانست اما به امامت و واجب الإطاعه بودن آن حضرت معتقد نبود. مطابق ادله­ تاریخی، قبر این صحابی پیامبر در دمشق و یا در حمص است و او هیچ­گاه به اصفهان نیامده­ است. علاوه بر این، ممکن نیست در عهد صفویه و بعد از آن، قبری از دشمنان و مخالفان حضرت علی را باقی گذاشته­ باشند. احتمال می ­رود که این مقبره از یکی از محدثین اصفهان باشد که به این کنیه مشهور بوده و چون ابودرداء صحابی، شهرت و عنوانی داشته­ است و مردم اصفهان نیز که در قرون اولیه، سنی بوده­ اند، این مقبره را به وی منتسب کرده­ باشند.

مرحوم مهدوی معتقد است به ظن بسیار ضعیف، قبر موجود مربوط به ابودرداء مروزی محدث است که سال­ ها در اصفهان حدیث می­ گفت و ساکن این شهر بود و احتمالاً در اصفهان نیز وفات یافته ­است

یکی از عادات عوام در گذشته، پختن آشی به نام آش ابودرداء برای شفای بیماران بود که آن را منسوب به ابودرداء صحابه می ­دانستند. مرحوم دهخدا معتقد است حروف درد در ابودرداء و مشابهت آن با درد به معنی بیماری در فارسی منشأ این نسبت شده­ است اما مرحوم مهدوی می­ نویسد با توجه به اینکه یزید بن معاویه می­ گوید «ان ابا الدرداء من الفقهاء العلماء الذین یشفون من الداء»، آش ابودرداء به خاطر آن بوده که آن را وسیله­ شفای درد می­ دانستند و تشابه لفظ درد و ابودرداء موجب این نسبت نبوده ­است.

 پختن این آش منحصر به عوام اصفهان نبوده و در بسیاری از شهرهای دیگر نیز پخته می­ شده است اما در اثر آگاه­ شدن مردم به­ وسیله­ علما، این رسم ناستوده از بین رفته و در حال حاضر فقط اسم آن گفته و شنیده می­ شود (مهدوی، 1384 :231-225).